سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
147
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
قتلش باشند . اما ابو سلمه بدگمانىهاى ابو العباس را زدود ؛ چون با وى به خلافت سلام كرد . « 1 » طبرى روايت مىكند كه يكى از مردان ابو العباس كه ابو حميد نام داشت ، به هنگام بيعت ابو سلمه با ابو العباس ، به او گفت : چه بخواهى چه نخواهى ، بايد اين كار را مىكردى . « 2 » ابو سلمه در برابر تلاشهاى خود كه سبب دستيابى ابو العباس به خلافت شد ، بر او منت مىنهاد . ابن قتيبه مىگويد : « ابو سلمه بزرگى و توانايى خود را به رخ امير المؤمنين مىكشيد . » « 3 » ابو العباس بر تمايل ابو سلمه به علويان آگاه بود ، اما ترجيح مىداد سكوت كند ؛ چرا كه شرايط سخت و دشوارى را مىگذراند ؛ هنوز دولت اموى برپا و خليفه آنان ، مروان بن محمد ، در قيد حيات بود . پس از آنكه ابو العباس از مردمان بيعت گرفت ، چنين ديد كه اردوگاهش را از اطراف كوفه به هاشميه ببرد ؛ زيرا كاملا به گرايشهاى مخالف ابو سلمه مطمئن شده بود . طبرى مىآورد : « ابو العباس چند ماه در اردوگاه بود ، آنگاه حركت كرد و در مدينه هاشميه ، كه در قصر كوفه بود ، جاى گرفت . پيش از اين ، تظاهر به بىاطلاعى از كارهاى ابو سلمه مىكرد تا اينكه اين مسئله آشكار شد . » « 4 » نامههاى ابو سلمه به پيشوايان علوى بعد از اين مرحله ، مبارزه عملى ( ايجابى ) ابو سلمه فرارسيد . او چنين پنداشت كه تمايلاتش را به علويان به شكل فعّال درآورد . پس نامههايى به سه پيشواى علوى آن زمان ، يعنى جعفر بن محمد صادق عليه السّلام « 5 » و عبد اللّه محض بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ، « 6 » و عمر اشرف بن زين العابدين نوشت . « 7 » هر سه نامه ، يك مضمون داشتند و در
--> ( 1 ) . همان ، ص 87 . ( 2 ) . همان ، ص 81 . ( 3 ) . ابن قتيبه ، الامامة و السياسة ، ج 2 ، ص 231 . ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 6 ، ص 87 . ( 5 ) . از موضع امام جعفر صادق عليه السّلام در قبال خلافت عباسى در فصلى خاص صحبت خواهيم كرد . ( 6 ) . و او كسى است كه بعدها فرزندانش محمد نفس زكيه و ابراهيم در عهد خليفه ، منصور قيام كردند . در فصل آينده و پس از اين بحث ، به بررسى اين موضوع خواهيم پرداخت .